زندگی سبز84

زندگي سبز

G   r   e   e   n    l   i   f  e

عشق پيشوند زندگي **  و پسوند مرگ است  **   سرآغازآفرينش  **     و تعريف هر نفس است

 

  پست الكترونيک

   آرشيو

            خانه

   
 

یکشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸۳

   

 

سلام

بازم اون بغض هميشه گی گلوم و گرفته فشار فشار ميارهداره خفم ميکنه

ديگه دارم خفه ميشم در آخرين لحظه ميدونی چی باعث شروع گريه و نجات

نجات پيدا کردن من شد بازم تو نجاتم دادی تو گفتی اونی که می شناختم برام

خيلی وقت مرده همين نجاتم داد ديدی بازم حتی با اين شرايط نجاتم دادی اما

ای کاش بغض به خفه کردنم ادامه می داد و هيچ کدوم از هق هق کردنم تعصيری

نداشت اما بازم تو........تو با من چه کردی با اين که به اين جا رسيدم که ميدونم

نمی تونم به تو و از تو جدا شدم اما فقط اين بدنم که از تو جدا شده فکر و روح

و وجودم هر لحظه هر ثانيه ؛هر دم از اين عمرم وجود تو در من وجود داشته

آخه چطور ممکنه اونی که زندگيشو بخاطر من تباه کرد فراموش کنم آخه من يلا قبا

چی داشتم پول داشتم که نداشتم کار داشتم که نداشتم  پشت بانه خوبی داشتم که نداشتم

 مرد با مرامی بودم که نبودم فقط يک نامردبيشتر نبودم که تو رو تنها گذاشتم اما بازم

کرمت و شکر که لااقل جواب سلام مارو ميدی و بد ميگی من که با تو کاری ندارم

باشه تو حق داری چون همه کارها رو من خراب کردم همه زدگيتو من نابود کردم

اما تو رو خدا گريه نکن و به هر کس که رسيدی بگو که من يک نامرد به نمام معنا 

بودم تو رو تنها گذاشتم فقط دنبال يک عروسک می گشتم که يک مدت باهاش بازی کنم

 بگو که برام مهم نبوده که آينده تو چی ميشه آيا تو هم تو اين بازی نقشی داری يا نه

آيا با اين وضعيت که من درست کردم آيا نقشی برای تو در زندکی کسی باقی ميمونه 

يا نه ...بگو که من احساس تو رو نسبت به ديگران به هيچ رسوندم ....کاری کردم که 

ديکه احساسی نسبت به ديگران نداشته باشی...بگو يک مشکل بزرگ درست کردو بنام

خودم بگو به خدا بگو که قلب تو رو شکستم و هيچ وقت حرفهای دلت رو نشنيدم و 

ارزشهای تو رو نفهميدم ورفتم

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

یکشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸۳

   

 

سلام دوستان و عزيزان مهربان و با وفا از لطف عزيزاني كه برام كامنت گذاشتن متشكرم و

 چندتا  از دوستان كه به ما لينك دادن در اولين فرست از شرمنگي شون در ميام در اين مدتي كه  نبودم

اينقدر مشكل برام پيش اومده كه خدا ميدونه قبل از اين اپديت يك اپديت كردم اما از شانس

خوب ما اين اصلا بالا نيومد از طرفي داداش كامي ما هم تو وبلاگش نوشته كه مرده دلم به خاطرش

شكست كه چرا مشكلات كامي من و خيلي از جونهاي ديگه باعث ميشه كه يك جون به اينجا

برسهاميدوارم كه همتون در زندگي موفق باشيد ودر زندگي به بمبست بر نخوريد

راستي اين مطلبم يك مقدار طولاني تصميم گرفتم دو قسمتش كنم اينم اولين قسمت…(يا حق)

همسفر

در اين راه طولاني. كه ما بي خبريم و چون باد مي گذرد . بگذار اختلاف هايمان با هم ،باقي بماند

خواهش مي كنم!

مخواه كه يكي شويم؛ مطلقآ يكي.مخواه كه هر چه تو دوست داري،من همان را،به همان شدت دوست

باشم و هر چه من دوست دارم،به همان گونه،مورد دوست داشتن تو نيز باشد . مخواه كه هر دو يك

آواز را بپسنديم، يك ساز را ،يك كتاب را ،يك رنگ را،و يك شيوه نگاه كردن را.

مخواه كه انتخاب مان يكي باشد، سليقه مان يكي، و رويامان يكي.

همسفز بودن و هم هدف بودن،ابدا به معناي شبيه بودن و شبيه شدن نيست.دال بر كمال نيست ،

بلكه دليل توقف است .

شايد ((اختلاف)) كلمه خوبي نباشد .و مرا نگويد. شايد ((تفاوت ))بهتر از ((اختلاف)) باشد.

نمي دانم ؛امابه هر حال تك واژه مشكل ما را حل نمي كند

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

پنجشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸۳

   

 

عشق                                                                   ايست

پايان راه تمام شد

اشك يعني

اشك يعني وسعت اندوه ما

اشك يعني گريه هاي بي صدا

اشك يعني دلبر از كويم برفت

اشك يعني شادي از رويم برفت

اشك يعني ديده ام او را نمي بيند دگر

اشك يعني روي او در خواب نبينم من دگر

اشك يعني ظلمت قلب شكسته

اشك يعني بي تو فردايي ندارم

اشك يعني بي تو رويايي ندارم

اشك يعني قطره هاي خاطره

اشك يعني غربت يك پنجره

اشك يعني دل سپردن تا ابد

اشك يعني از تو خواندن تا ابد

اشك يعني باش يك ابر پر

اشك يعني قطره هايي همچو در

اشك يعني بي وفايي؛بي وفايي

اشك يعني بي صدايي؛بي صدايي

اشك يعني سوختن تا آسمان

اشك يعني گريهاي بي امان

اشك يعني، رفتن تو، ماندن من

اشك يعني آخر يك راه دور

اشك يعني غصه ي يك مرد كور

اشك يعني ياد روز آشنايي

اشك يعني غربت روز جدايي

                                                                                   ( يا حق)

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

یکشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸۳

   

 

ای گل خوش بو مبادا ديگران بويت کنند

با بدان کم تر نشين ترسم که بد بويت کنند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کمک

از ميان جنگل انبوه می گذشتم

ناگهان چه ديده باشم خوب است؟

تک شاخی که شاخش به شاخه

درختی گير کرده بود

تک شاخ دادمی زد: پيش از اينکه دير شود لطفاً يکی کمک کند؟

من فرياد زدم :« نجاتت می دهم » واو فريادزد :« دست نگهدار!

اول بگو ببينم چقدر طول می کشد ؟ خيلی درد دارد؟

مطمئنی که شاخم خط بر نمی دارد؛کج نمی شود ؟ نمی شکند؟

محکم می کشی يا يواش؛ مزدت چقدر می شود؟

همين حالا دست به کار می شوی يا صبح روز چهارشنبه؟

در اين کار تجربه داری ؟ وسائل لازم چطور؟

از دانشکده شاخ رها کنی مدرک گرفتهای يا نه؟

گيرم که شاخ مرا رها کردی ؛من در عوض چه کار کنم؟

تعهدمی دهی درخت هيچ آسيبی نبيند؟

چشمهايم را ببندم يا باز باشد؟ بايد بايستم يا نشسته خوب است؟

راستی جواز کار و بيمه هم داری؟ دستهايت را خوب شسته ای يا نه؟

وقتی رها شدم ؛آنوقت چه؟

ضمانت می دهی که شاخم دوباره گير نکند؟

چگونه؟کجا؟کجا؟

به من بگو چرا...............»

فکر می کنم هنوز آنجا

با چشمهای گريان نشسته باشد.

                                                   (يا حق)         

                     ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

       ×××××××××********************************×××××××

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

چهارشنبه ۳ تیر ،۱۳۸۳

   

 

سلام

به نام او وبرای او که همه اوست

ببخشيد که يک مقدار دير اومديم نازنين زندگيم برگشته اما باز هم ميترسيم اين زندگی ناجوان مرد

اورا از من بگيره .....خدا بزرگه چه ميشه کرد رسم اين زندگی اينه ديگه کاريش نمی شه کرد

اما ميشه از او نوشت ...اما نه پمپ بنزين خود نويسم ديگه بنزين ندارد ! يادم باش که داخلش در

اولين پمپ بنزين مسير زندگی ام بنزين بريزم تا خودنويسم بتونه با سرعت روی کاغذ ويراژبده.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نظريات غير کارشناسی يک کارشناس

يک ”خانواده شناس “بسيار بزرگ نظريات تئوری بسيار زيبايی درباره خانواده داده است.(حالا

«خامواده شناس» ديگر چه صيغه ای است کسی نمی داند!)در هر صورت اين خانواده شناس

زندگی مشترک

را به چند دسته تقسيم کرده است ـ از نظر اين پژوهش گر زندگی مشترک به سه دسته تقسيم می شود.

بقيه زندگی به خود طرفين داره که به خوان بقيه زندگی رو با کدام دسته ادامه بدهند!

۱ـ يک ماه اول زندگی

مرد:عزيزم،انگار آسمون وا شده و فقط تو افتادی پايين

زن: عزيزم،تو هم همين تور نميدونی چقدر دوست دارم.

مرد: منم دوست دارم ،اصلا می خواهم خدا منو بگيره و به جون تو اذافه کنه الهی که من پيش مرگ بشم

زن: ميای با هم بريم قدم بزنيم؟

مرد: معلومه که ميام هر جا که تو بگی ميام عزيزم.قبرستون اگه بخوای باهات ميام

زن: وای ،چقدر تو خوبی پس بيم پارکو حسابی خوش بگذرونيم

مرد:هر جا که تو باشی اونجا بهشته!پارک هم برای حرفای عاشقانه زدن جای خيلی خوبيه.

۲ـ يک سال بعد از ازدواج

مرد: خانوم ناهار چی درايم

زن: عزيزم مگر من نوکرتم که باهام اين طوری با هام حرف می زنی؟

مرد: حالا نا هار چی داريم

زن: امروز ميای بريم يه جايی،پارکی،سينمايی،چيزی،......

مرد: من حوصله ندارم. می خوای خودت برو يابا خواهرت برو.

زن: پس شوهر کردم واسه چی؟ که مثل دوران مجردی تفريح کنم؟

مرد: اول بگو ناهار چی داريم؟

زن: ناهار کشک بادمجان داريم.

مرد: اه،اه،!  کشک بادمجان.اصلا من نميام بيرون،خودت تنها برو.

زن: فدای سرم که نميای.خودم ميرم،حالشم می برم!

۳ـ دو سال پس از ازدواج

مرد: خانوم صدايی اون تلويزيون لعنتی رو کم کن  همه اش مشاور خانــــــواده،مشاور خانــــــــــــــــــــواده!

زن: می ترسی دو کلام چيز ياد بگيری؟اقلا طرز حرف زدنت درست ميشه؟

مرد: آب از سر گذشت ، چه يک وجب چه صد وجب!

زن: آره ، فردا تو محضر حقت رو کف دستت ميذارم تو اصلا از اولشم ليا قت منم نداشتی.

مرد: اگر زن بودی . وضع زندگيت اين طور نبود.همه زن دارن منم زن دارم!

زن: خفه شو ، جلوی دهن گشادت رو بگير،همين جوری ام تحملت برام مشکله

مرد: ساکت ميشی يا اين گلدون رو تو سرت خراب کنم

زن: الهی بميری از دستت راحت بشم. الهی زيرگل بری. الهی تير غيب بخوری.....الهی.......

مرد: فردا محضر! محضر! محضر!

       ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ديدارها

چون آب و ماه

چه دور!

چه در هم!

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ               (يا حق)

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

یکشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸۳

   

 

 سلام دوستان نمی خواستم به اين زود به روز کنم اما دلم گرفته است

ديگه خسته شدم نا اميد نااميد فکر نکنم به اين زوديها ديگه بيام

اما حتما به شما سر خواهم زد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

احساس

بسترم

صدف خالی يک تنهايی ست

وتوچون مرواريد

گردن آويز کسان دگری...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مگه می تونه خورشيد بدون تو بتابه

مگه می تونه چشمام بدون تو بخوابه

آخه تو همصدامی رفيق لحظه هامی

آخه تو مهبونی،آخه تو همنوای

چه خوبه از تو گفتن با تو هر صبح شکفتن

چه سخته از همه پله ها بدون تو گذشتن

اگر پيش تو باشم می ميرم واسه چشمات

می خونم قصه عشق و رو لبهات

اگه از آسمونها بريزه روی سرم سنگ

می مونم تا که هستم به چشمای تو پابند

چه تلخه اين جدايی، چه تلخه هجرت تو

می ميرم آخه بی تو،چه تلخه حسرت تو

چه تلخه اين جدايی، چه تلخه بی صدايی

اميد لحظه هامی آخه بی تو چه راهی؟

می ريزه اشک حسرت به روی گونه ی من

چه تلخه من که موجم بمونم توی ساحل

چه تلخه روزهای خوب بشن هميشه باطل

چه تلخه من که موجم باشم بدون دريا

چه تلخه تو جوونی باشم بی رويا

 چه تلخه عمری رفتن به اميد رسيدن

چه تلخه رفتن امّا نرسيدن

چه تلخه اشک ابرها فقط بر من بباره

چه تلخه بی تواز چشمای من بارون بباره

چه تلخه بی تو موندن غم ديروز خوردن

چه تلخه اما بی تو نفسها رو شمردن

 چه سخته هجرت تو حسرت من

چه تلخه رفتن تو موندن من

می دونی بی تو برگی اسير دست بادم

نرو تو و جان چشمات نده مرا به بادم 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  تقديم به اون کسی که عمری دوستش داشتم ؛ کسی که عمری نگين زندگيم و

دل تنگيهام بود اما دريغ که ديگر کنارم نيست.....کسی که دليل شروع نوشتن

من در اينجا به عنوان زندگی سبز بود(بدرود ای نازنين)           (يا حق)

 

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

شنبه ٩ خرداد ،۱۳۸۳

   

 

سلامی به بلندی کوهايی سر به فلک کشيده سلامی از روی درد و خسته گی

چون غروب خيلی قشنگهتو خود،خود غروبی چی بگم قحطی واژست

هرچی هستی ؛خيلی مهربونیعکس نازتو گذاشتم گوشه کنار دفتر

تا که هيچکی نبينه هر چی پنهون باشه بهترهمثل آسمون عجيبی

شبی آبی؛شبی قرمزولی هر رنگی که باشیمنو دست نداری هرگز

يه روزی ميشی يه دريافرداشم اما؛مثل يک کوهیهر چی که دلت می خواد باش

هر جا باشی باشکوهیلا اقل خوب شد که لطف کردیواسم نوشتی

معنی حرف تو اين بودکه مطيع سر نوشتیدلمو دادم به دست توبرای يادگاری

قابلی نداره وردارمی دونم دوستم نداریتنها آرزوم همينه

تا يادم نرفته راستیکاش یه روز بهم بگی کهمن همونم که می خواستی

تو را همچون ابر رو باران دوست دارم

تو را همچون بهاران دوست دارم

تو را تنها برای عشق پاکت دوست دارم

مثال موج و طوفان دوست دارم

                                                                        (يا حق)

 

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳۸۳

   

 

سلامی به بلندای آسمون قلبهای پاک شما عزيزان

دز آخر مطلب قبل از دوستان خواسته بوديم که نظرشون رو در مورد اينکه

(يک خانمی پيشنهاد ازدواج به آقايی بده)

رو برام بنويسن

نظرهايی خوب دوستان هم که لطفشون رو شامل حال ما کرده بودن انقدر

خوب بود دلم نيومد ننويسمشون

 از ماهی سياه کوچولوشروع می کنيم

که اصلاْ صحيح نمی دونست چون به نظراون مطمناْ بعداْ به مشکل بر می خورن....

کوروش عزيز هم که اشتباها فکر کردکه کسی به من پيشنهاد داده نه اينطور

نيست ازاين فکرها نکنين اين خبرها نيست 

آبجی مهرنوش هم گفته:

من فکر ميکنم چقدر اون زن شجاعه !!

زيبا عزيز ميگه:

مگه زن حق انتخاب نداره؟زن هم حق داره به کسی که ازش خوشش میاد پیشنهاد

 ازدواج بده مثل یه مرد.> 

سارا گل هم که گفتن:

نظری ندارم چون به قول خودشون تجربه شون کمه

به نظر گل هيچ با طراوت:

اشکالی نداره اگه همه چيز از روی عقل و منطق باشه يه کوچولو هم احساسات

چاشنيشه!!!

نظر ستاره خانم هميشه اول هم اينه که؛طوری نيست.ولی بهتره نکنه.......همين

آقا فريد هم گفتن :

قرار مثل اينکه  به زودی از اين موضوع سريال بسازن و اين مسئله خواستگاری

دخترها از پسرها هم يه مسئله عادی  تبديل خواهد شد. اما فعلا بستگی به ظرفيت

طرف داره.

آقا سعيد هم که احتياج به معرفی نداره

به نظر ايشون هيچ فرقی نداره که پيشنهاد از طرف کی باشه، مهم اينه که دو نفر

بتونند همديگر رو برای زندگی مشترک تائيد کنند

بهاره هميشه بهار هم گفته:

خوش حاضر به اينکار هست چون مطمئن که عاشق يه شخصی خواهد شد که

ظرفيت همچين مطلبی رو داره

خانم معلم موفق هم گفتن:

والله من فکر ميکنم بستگی داره به اون آقا چون ممکنه بعدها هزار بار سرکوفت بزنه

که خودت اومدی دنبال من!!!! ميدونی که عزيزم خيلی ها ظرفيت ندارن !

داداش کامی هم به دليل رفتن به نمايشگاه کتاب فرست ارائه نظر نداشتن

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در پايان دوستان نظرهاشون با کمال لطفی که به من داشتن دادن اما بعضی نظرها

به واقعيت نزديکتربود

من در مورد اين موضوع کتابی خونده بودم که نوشته بود

خواستگاری جنس مذکر از مونث بر طبق ناموس آفرينش می باشد وعکس آن مستهجن

بشمار می رود.مرد هميشه خواهان است وزن خواسته.از مرد طلب و عشق مطلوب

است واز زن حياءو ناز کرشمه

اما حق مطلب را خانم معلم موفق گفتن.....البته به نظر بنده

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه ممکنه همون طور در مطلب قبلی به سئوالم جواب دادين برام بنويسيد

که معيارای ازدواجتون چه چيزايست.......بازم متشکرم

راستی الان موقع نزديک شدن به امتحان هاست(خوب درس بخونين) ......موفق باشيد

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سالگرد ازدواجتون مبارک اسامه وهومن عزيز انشا اﷲ صد سال در کنار هم

زندکی کنيد

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸۳

   

 

نوشته دفتر دل

**تركت نمي كنم**

روزي كه آمدي گفتي هيچ وقت تركت نمي كنم هيچ وقت تنهايت نمي گذرم .آيا اين حقيقت داشت ……

وقتي به خود گفتم آيا او عوض شده است صداي بي ميلي به من گفت:او عوض شده وقتي اين صدا را شنيدم

گفتم:باشد من تو را قبول دارم و تمام حرف هايت را قبول دارم پس از آن با او زندگي كردم ،و با او به دنياي

ديگري كه هيچ وقت نر فته بودم رفتم آن دنيا ،دنيا تازه اي بود براي من كه هيچ وقت تجربه اش را نكرده

بودم و هيچ وقت در آن زندگي نكردم ولي با اين حال اين را هم پشت سر گذاشتم و وقتي كه در شادي و

سرور عشق با هم آميخته شده بوديم صدايي بر خلاف صداي آشنا به من گفت :آيا مي تواني در اين دنياي

عشق و عاشقانه زندگي كني ؟با خود گفتم :آيا مي شود؟ آيا مي شود ؟با تو زندگي را سر كنم ،وقتي در خود

غرق شدم صدايم كردي و گفتي :در چه انديشه اي كه حتي با تو حرف مي زدم صدايم را نمي شنيدي علتش

چيست……؟ وقتي افكار خود را با تو در ميان نهادم بي اختيار اشكهايمان از چشمانمان سرازير شد و گفتي:

زندگي دست خودمان است با اين حرف فقط اشكهايمان را در چشمانمان زنداني كردي ولي دلهايمان آرام و

قرار نداشت تا روزي كه من آهنگ جدايي را به نام تو كردم :آخر چرا !آخر چرا!تركم مي كني و تنهايم

مي گذاري دلهايمان اشكها يمان را آزاد كرد و باز دوباره از هم جدا شديم

آيا اين جدايي ادامه دارد !

آيا آزادي اشكهايمان ادامه دارد!

ـــــــــــــــــــــــ

سلام دوستان به ببخشيد يك مقدار طولاني شده.........

مي خواستم لطف كنيد و نظر خودتون را در مورد اينكه (يك خانم پيشنهاد ازدواج به يك آقايي بده )رو

رو برام بنويسيد..متشكر ميشم مي خوام اگه خدا بخواد در اپديت بعدي در اين مورد بنويسم بعلاوه كامنت هاي خوب شما …..بازم متشكرم

 

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸۳

   

 

فقط گريه نكن

خوب مي دانم كه بي تو زنـــــــــــــــدگي يعني عذاب

عشق يعني هيچ،يعني يك سئوال بي جواب

كاش باران مي شدي يك لحظه بر اين شوره زار

كاش من هرگز نبودم از نگاهت شرمسار

هيچ كس قلب مرا اينگونه طوفاني نكرد

زنــــــــــــــــــــدگي را با همه وابستگي ها فاني نكرد

گريه هايت از وراي وجودم گذشت اشكهاي بلورينت چه عاشقانه بر بدنم نشست و سردي را

بر بدنم حاكم ساخت و مرا پريشان حال و گريان كرد، خستگي هايت را از رنج و عذاب ديگران

در نگاهت ……در يافته ام نگران مباش اي نازنين كه تو را خواهم برد از اين شهر پر از غم،

تو را رها خواهم كرد از اين جونا معنوس فقط تو گريه نكن فقط تو گريه نكن

تو را در گرماي پر جوش در آغوش خواهم گرفت ،در چمنزار زنـــدگي قلت قلت خواهيم خورد

و در گلزار زنــــــــــــــــــــــــــدگي غم و اندوه و خستگي را از رويت خواهم شست

(و خواهم گفت سخن از عشق و صداقت ،چون نيستم هم ره مردان نامرد چرا كه هستم وفادار به عهدم)

چون تو همچو گلها بهاري با طراوت و مهرباني و دوست داشتني(فقط يادت نره گريه نكن ،گريه نكن،…..

 

(يا حق)  از دوستانی که در نبودن من به ما افتخار دادن متشکرم

 

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

سه‌شنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸۳

   

 

                                       عشق ما را به هم نزديک کرد

کاش پاره کا غذی بودم که به دست تو می رسيدم تا در وقت خواندن آن به چشمايت

نگاه می کردم و در عمق دريای چشمانت غرق می شدم.

کاش يک پرنده بودم که می توانستم به آزادی پر و بالی بزنم کاش ابر بودم که هميشه

 در فضای لا يتنا هی سير کنم ......

 آری محبوبم من آرزويم اين است که همه چيز باشم جز اينکه مورد بی مهری تو قرار

 بگيرم چون تو دريای هستی کرانه ناپذير  ومن در برابرت بيش از قطره ای نا چيز بيش

 نيستم . تو اقيانوسی و من يک ماهی تنها ........

همان طور که عشق مارا به هم نزديک کرد ؛شروع می کنيم و ادامه می دهيم با

عشق وصداقت ، من وتو دو همزبانيم  که صدای هم را می شنويم و اميدوارم ريز

موجودات دريای نتوانند فاصله بين قطره قطره زندگی من و تو ايجاد کنند .تا بتوانم با

 شاخه گلی پر از  محبت هميشه به سرا قت بيام و عا شقانه دوستت  داشته باشم

                

نوشته دفتر دل

عزیزم سلام يه چيزی بيا بی وفا بشيم دوست دارم که ما يه جور از هم از همد ديگر جدا بشيم 

فکرش و کردم و گفتمواسه چی ديونه شيمبهتره ما هم مثل تمام عاقلها بشيم 

می دونی ديدم نمی شه،من و تو با هم باشيمهر کدوم بايد بريم،دوباره مبتلا بشيم

ما دو تا اسير همديگر شديم يه جور بدکاش فراموش کنيم و،از دست هم رها بشم

دور شديم از حرفهای روزهای آشنايمونسخته اما بيا باز مثل غريبها بشيم

ستاره خواستم بچينم،ديگه دستم نرسيد ما بايد نزديک تر از اين به ستارها بشيم

يه چيز مثل شک من را رها نمی کنهبيا امشب من وتو غرق يه دعا بشيم

فکرش و کردی ديگه خدا،ما رو دوست ندارهبيا تا بنده های عزيز، واسه خدا بشيم

خواستم امتحان کنم تو رو ببينم چی میگیبيا به هر چی بود که تو شعر،بی اعتنا بشيم

                          

دختران حال زنان آينده

برای خودم جای سئوال که يک خانم قابل قبول چرا بايد>روزی با يکی و روزی با

ديگری.......<چی بگم ولش کنيد .

اما انصافآمگه اين نيست که شما عزيزان مادران آينده ايد مگه اين نيست که شما پرورش دهنده نسل آينده ايد. پس چرا بعضی ها اينگونه اند 

يکی می گفت>>>>>>

که من از دست علی خسته شدم   يا به عبارتی ديگر از هم خسته شديم من با علی همه چيز رو تمام

کردم . ولی خودمونيم می خواهم با يکی ديگه دوست شم().من چه کار کنم  دمم دمی مزاجم ،

هميشه دلم می خواد با يک پسر جديد حرف بزنم اگر دوستی من با يک پسر بيشتر از ۳ ماه طول

 بکشه از چشمم می ا فتد

تازه اسم دوستاشم برام گفته .....اولی علی اصغر بود (بور و و قد بلند) بعدی رضا (سياه و قد بلند)....

....................................ولی آخر يش علی بود(کوچولو و سفيد )هی همچين بد نبود و البته

  ژوزف،مجتبی،امير،مهدی،رضا هم بد نبود........................

واقعآ اينان زنان آينده اند  وا هيبتا؟

                         

با سلام خدمت تمام عزيزانی که به من لطف کردن وبه من سر زدن راستی اگه خدا بخواد با برو بچ(کامی،محمد رضا) داريم ميريم مشهد  

( يا حق)

                                                   

 

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

شنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸۳

   

 

                                                                        سياه

در  قلب  کوچک  سياه من نام تو را می نويسم اما اثرشنم ماند چون قلبم سياه است من رنگ

 سياه را بيشتر دوست دارم زيرا نشان می دهد که داغ عزيزی در دل دارم داغ عزیزی که هيچ

 وقت از ياد نمی رود اين درد مثل درختی است سياه دردلم رشد می کند وهر روز بزرگ و بزگتر

 می شود تا وقتی که تمام وجودم را بگيرد و مرا تبديل به جسدی،تهويل خاک دهند تهويل

عزيزم دهند تا مرا در آغوش گيرد و با من وداع کند و خاک جسم مرا حفظ کند بر بالای قبرم

می نويسند داغ عزيزی که هيچ وقت فراموش شدنی نيست و مشخصات فرد وفات يافته/

 

نام ونام خوانوادگی:عاشق تنها

تاريخ تولد:۱۱/۵/۶۲

تاريخ وفات:در سالهايی تنهايی

شغل: در به در عشق

 

عشق يعني هستي و ديوانگی                                         عشق يعني در جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر                                       عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني سر بر دار كردن آويختن                                  عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن                                      عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني سوختن و ساختن                                          عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني انتظار و انتظار                                               عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني ديده بر در دوختن                                          عشق يعني در فراغش سوختن

عشق يعني لحضه هاي التهاب                                         عشق يعني لحضه هاي ناب ناب

عشق يعني شاعري دل سوخته                                       عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن                                        عشق يعني خون لاله در چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن                                      عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني عاشق و يك گل ناز                                        عشق يعني عالمي راز نياز

عشق يعني مردن پر پر زدن                                              عشق يعني همچو شيدا شدن

عشق يعني شقايق غرق خون                                         عشق يعني درد محبت درد درون

عشق يعني همه جانم مال تو                                           عشق يعني هستيم فداي تو

 

                     پول        پول                                     پول        پول

مي تونه((خونه ))بخره

ولي نمي تونه((خانواده))بخره

مي تونه(( تخت خواب))بخره

ولي نمي تونه((خواب))بخره

مي تونه((ساعت ))بخره

ولي نمي تونه((زمان))بخره

مي تونه((كتاب ))بخره

ولي نمي تونه((دانش))بخره

مي تونه((مقام ))بخره

ولي نمي تونه((احترام))بخره

مي تونه((دارو ))بخره

ولي نمي تونه((سلامتي))بخره

مي تونه((خون ))بخره

ولي نمي تونه((زندگي))بخره

همان طور كه مي بينيد پول همه چيز نيست و گاهي باعث دردسر و عذاب مي شه .من اينها رو به

اين خاطر مي گم چون دوست شما هستم . براي همين من مي خوام دردسر و عذاب رو از شما دور كنم!

 

پس هر چي پول داريد براي من بفرستيد تا من به جا شما توي دردسر و عذاب بيافتم و عذاب

بكشم!فقط هم پول نقد!(چك مسافرتي هم بد نيست)

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

سه‌شنبه ٤ فروردین ،۱۳۸۳

   

 

سلام  دوستان عزيزکه طی اين مدت به من لطف داشتين بعدحدود ۲۰روز دوباره آمدم ،شروع به نوشتن ميکنم که اين نوشتن که قدرت ماندن را در من به وجود مياره.

سلام آفتاب زيبای تابناک

می خوابم بگم:

            ای که گرمايی وجودم از تو پيدا شده

                                      جان تازه ای در زندگيم پيدا شده

خوشحالم از اينکه دوباره هوا صاف شده و ابرهای بارانی واندوه گين کنار رفتن و

 دوباره تو با گرمای وجودت قطرات دريا رو به آغوش کشيدی    امّا بايد تا حدودی از

 ابرهاهم متشکر باشيم چون باعث ثابت شدن خيلی چيزها بودن و باعث محکم تر

شدن قصه عشق آفتاب و دريا شدن  که بيشتر از قبل قدر همديگر رو بدونيم٬

همچنين از بادها متشکرم که صدای  دلتنگی دريا را به آفتاب رساندندو خودش 

باعث رفتن ابرها شدن.واقعآ چه شبهای بارانی شده بود يواش يواش داشت دريا

از آمدن بادو آفتاب نا اميد می شد گر چه ته دلش از آفتاب مطمئن بود و امّا نگرانيش

از طوفانها بود که شايد نزارن دوباره آفتاب روی ماهش رو به دريا نشان بدهد.

باز هم اين انتظار

باز هم بی واهمه

چشم قلبم راربود

در پی افسانه بود

کوبه بر در می خورد

چشم مست خيره سر

باز هم محوتماشا می شود

لحظه ای دستان من

خسته از تکرار

مکث«ترديدو درنگ»

لحظه ای ديگر همی

دربه روی قلب تنگم، باز هم وا می شود   

باز هم شبی ديگر فرا رسيده ’پر از دوری امّا چه ميشه کردجز انتظار و ديگر هيچ....

                                                                                                      

                                          

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

یکشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸۳

   

 

                                  به نام او و برای او که همه اوست                        

                                            سال نو مبارک

اميدوارم در سال جديد هميشه موفق و مويد باشيد ی دوستان و سروران من

            از خدای متعال خواستار پيشرفت روز افزون برای شما دارم

(يا حق)

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

شنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸٢

   

 

مشخصات يك مرد ايده ال                                              

              /********يك مرد ايده آل مردي است كه خوب زن داري وبچه داري ميكند********/

خوش اخلاق ،كه هيچ گاه خشن و بد اخم نيست،خوش زبان ،لبخندي برلبان دارد.

مؤدب،مهربان،عاقل،با تدبير،ديندار،زرنگ و فعال،با سواد،شريف،مهرمان نواز و سازگار باشد.

نظيف وپاكيزه و خوش لباس است.به همسرش احترام مي گذاردو از زحمات او قدراني مي كند.

هر چه در توان دارد انجام مي دهدتا احساسات عاشقانه را نسبت به شما ابراز كند،همسرش را واقعا

دوست ميدارد و اظهار دوستي و محبت مي كند.لغز شهاي همسرش را مي بخشد و عذرش را مي پزيرد.به زنان بيگانه نگاه نمي كند و از آنها تعريف و تمجيد نمي نمايد. در كارهاي منزل(آشپزي و رختشوي) به همسرش كمك ميكند. عصباني نمي شود و اگر شد خشم خو را فرو مي بردو داد وقال راه نمي

اندازد.به وظائف

ديني خود عمل مي كند و زن و فرزنش را به طريق ديني ارشاد مي نمايد. آبرو دار و راز نگهدار است.

و دردهاي شما را از تنتان مي زدايد و هرگز شما را به گريه نمي اندازد.

 

نبوغ كود كانه

كامبيز كوچولو كه 6 سال بشتر نداشت

با قيافه اي خيلي جدي به  پدرش گفت:

ـبابا؛ من و شهلا قرار گذاشتيم همين فردا با هم ازدواج كنيم؟

پدر كه از لحن جدي پسك خندهاش گرفته بود گفت:

ـبهتر است عجله نكنيد؛ چون شهلا ۵ سال بيشتر ندارد وبچه داري برايش مشكل است…..

هنوزحرف پدر تمام نشده بود كه كامبيز با همان لحن قاطع گفت:

ـقصه اين را نخور: من و شهلا قرار گذاشتيم هر وقت او تخم گذاشت ؛من با لگد خردش خردش كنم؟

      

يك خا نم ايده ال و كد بانو

      

آرامش دنيوي و سعادت اخروي مرد در اختيار زن است . زني را مي توان گفت خوب شوهر داري مي كند كه رفتارش چنين باشد :در حفظ دين و تقوا و انجام وظائف الهي،شوهرش را ياري كند. با ادب ،خوش زبان،امانتدار،راز نگه دار،راستگو، مهربان، خوش نفس و خوش اخلاق باشد. از زحمات شوهر

و چيزهائي كه به منزل مي آورد قدر داني مي كند و تشكر مي نمايد.

 

شرايط شوهر را درك مي كند و هيچگاه از شوهر چيزي را مطالبه نمي كند كه قدرت تهيه آن را ندارد.

در منزل و براي شوهر آرايش مي كند و بهترين لباسها را مي پوشد و برايش دلبري مي كند. در حضور شوهر

از مردهاي ديگر تعريف و تمجيد نمي كند، وقتي از منزل بيرون ميرود سنگين و باوقار و بدون آرايش خارج

مي شود و با مردان بيگانه گرم نمي گيرد و شوخي نمي كند.در حل مشكلات زندگي به شوهر ياري مي ساند مراقب بهد اشت و غذا و لباس شوهر نيز خواهد بود.

اما خانم خانه دار زني است كه با عقل و تدبير و حسن سليقه،خانه را با بهترين وجه اداره مي كند. خانه را تميز و لطيف و پا كيزه و زيبا و مرتب نگه مي دارد،در غذا پختن خوش سليقه و كاردان است در زندگي اقتصاد ميانه روي را رعايت مي كند و از اسراف و تبذير و ولخرجي اجتناب مي نمايد در جائي كه بايدخرج كرد خرج مي كند و در جائي كه بايد امساك نمودامساك مي كند. يك زن كدبانو خوب بچه داري مي كند.

قابل توحه خانم ها و آقا يان

اين مرد و زن در هيچ يك از اعصار ديده نشده درست كه صفات ، صفات يك مرد و شوهر خوب و يك زن

ممتاز و شايسته است ،كه هر زن ومردي طبعا ميل داردهمسرش واجد همه آنها باشد و هنگام انتخاب همسر هم كم يا بيش در صدد يافتن چنين همسري هستند،ليكن ومتاسفانه كمتر اتفاق مي افتد كه يك زن و مرد واجد تمام خوبيها و خالي از تمام بديها باشد.

                            توجه                                                توجه

مگر شما يك زن ويا يك مرد كامل و بي نقص و يك همسر ايده آل هستيد

كه از شوهر يا همسر آينده تان چنين انتظاري را داريد. اگر بعد از ازدواج

شوهر شما مطابق دلخواه بود خداي را بر اين نعمت بزرگ سپاس گوئيدو قدرش

را بدانيد واگر عيب و نقصي داشت آن را ناديده بگيريدو خودتان رابا وضع موجود

تطبيق دهيد وزندگي را با خوبي و خوشي ادامه دهيد،و شما چنين تواني را داريد.

 

                                                

اگر عشق نبود محبت نبود نه طلوعي بود و نه غروبي

           نه بهاري بود و نه شگفتن گل ها و نه نغمه هاي شور انگيز

                  بلبلان شنيده مي شد نه امواج غلطان درياها به چشم ميخورد

                    و نه ستارگان در آسمان چشمك مي زدنند.

(يا حق)                                        

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

دوشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٢

   

 

ياابوالفضل عباس

التماس دعا                                                                        (يا حق) 

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

جمعه ۸ اسفند ،۱۳۸٢

   

 

سلام فرشتگان زمين بايد من را ببخشيد يك مقدار دير شداميدوارم خوب باشه تا ارزش نظر دادن را داشته باشه !!!!!

اهميت دوست و نقش مثبت آن در زندگي هر انسان چيزي نيست كه بتوان آنرا منكر شد بلكه با يك بررسي ساده با قاطعيت ميتوان گفت كه دوستي و رفاقت نمك هر گونه روابط عاطفي است كه ممكن است ميان انسانها بوجود آيد.

يك دوست وقتي دوست حقيقي است كه بهنگام گرفتاري تو را فراموش نكند ودر نبودن تو مدافع تو بوده و پس از وفات تو،هم چنان بياد تو باشد.

بهترين و دوست داشتني ترين برادران و دوستان ،كساني هستند كه عيوب دوستان خود همچون هديه اي به ايشان تقديم مي دارند و بهترين دوست انسان كسي است كه گناه او را به شخص خود نسبت دهد.

به دوست خود محبت كن هر چند او به تو بدي كرده باشد با اوپيوند بر قرار كن اگر چه او به تو پريده باشد و لغرشهاي او را

ناديده بگير و دوستي او را براي مقابله با دشمن ذخيره نما،بشاشت و خنده روئي، رشته مودت و دوستي را محكم ميكند

.

ويژگي يك دوست كامل و واقعي ……؟؟

ظاهر و باطن او با با تو يكسان باشد.

خوبي تو را خوبي خود و بدي تو را بدي خود بداند.

اگر مال و ثروتي پيدا كرد و يا به مقام و حكومت رسيدرفتارش با تو فرق نكند.

آنچه در توان دارد از تو دريغ نورزد.

بهنگام مصيبت وگرفتاري تو را تنها نگذارد.

سه چيز هميشه كمياب بوده و هست: دوست خدايي،همسر صالح ومهربان و فرزند رشيد و هر كس به يكي از اين سه امر دست يافت به خير دنيا وآخرت رسيده است.

 

مي خواستم از بهترين دوستام كه هميشه همراه و هميار من بودن در تمام مراحل زندگيم آنها را حساس كردم تشكر كنم.

شايد نتو نم كه به داداش هاي خودم داش كامي ،داش محمد ،داش هادي ،بگم كه شما عزيزان بهترين دوستان من هستين.

گفتم اينجا بنويسم تا تمام عالم و آدم بدونن كه شما عزيزان چقدر خوبين.

يك جوري هم دين خودم را نسبت به شما ادا كرده باشم،چون يك جا خوندم كه نوشته بود ….

دوستت را از مهروعلاقه خود آگاه سازيد.(خدا را صد هزار بار شكر كه اين چنين دوستان خوبي نصيب من كرد)

همه چيز مايه آرامشي دارد و مايه آرامش شخص مومن،برادر ديني و دوست ايماني اوست ومانند اوست و مانند پرنده اي كه به سوي

همجنس خود پر مي گشايد او دركنار دوست و رفيقش آرام مي گيرد.

با چه كساني دوستي نكنيم؟؟؟

به طور كل با مردمان احمق ، بيخرد ، تر سو ، و دروغگو ../و امثال اينها نبايد دوست شد چون شخص احمق و بيخرد مي خواهد

به تو سود رساند ولي صدمه مي زند ، فرد بخيل و تنگ نظر از تو مي گيرد اما چيزي به تو پس نمي دهد و ترسو بهنگام لزوم تو راتنها مي گذارد و دروغگو تو را به اشتباه مي اندازد

.

اين جا منم تنها از غصه ها لبريز

بي روحم وبي روحم پاييزم و پاييز

بي تو در اين وادي هرگز نخواهم ماند

اشك فراق تو ، از ديده ام سر ريز

من بي تو مي ميرم من بي تو مي پوسم

من در فراق تو ، بي جانم و بي چيز

وقتي سفر كردي در قالب چشمانم

قلبم ربودي تو ، هم چون عقابي تيز

صوت صداي تو هر لحضه درگوشم

اين نغمه زيبا ، بر گوش من آويز

اي ياد زيبايت هر لحظه در يادم

از تو فقط عكست مانده بر روي ميز

اي ديده ات شب پوش ، اي خواب رويايي

اي نغمه زيبا ، عشق خيال انگيز

بي تو در اين گيتي دل خسته ام اي يار

اين جا منم تنها ، از غصه ها لبريز

(يا حق)

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

پنجشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٢

   

 

زندگي رياضيات است كه بايد در ان غم ها را جمع كرد . اندوه را كم كرد.

شادي را ضرب كرده خوبي ها را تقسيم كرد. محبت را تجزيه كرد.

از تفريق فاكتور گرفت و عشق را به توان رساند *

 

بنام آخرين طبيب دل و كلبه زندگي

او كوهي بود، استوارو مغرور ، روزي با عشق به سراغش رفتم و مريد و هم راهم شد، پرسيد از من كه تو كيستي

گفتمش:دريايي نا قابل بيش نيستم.گفت او؛ كس نتوان نزديك شد به من

گفتمش:گر عاشق شدي ديگر روانيست كار تو؛ گفت مرا جدا نكن كه ذرهاي مي شوم.

گفتمش: من همان ذره عاشق را مي خواهم؛گفت مگر نام من چيست….؟

گفتمش: زماني كوهي بودي حالا ساحلي كه دريا را در بر گرفته و درياي عاشق ومحتاج را رها نمي كند.

گفت چرا ساحل….؟ گفتمش (قلب من دو تا شده) گفت مي شود باشي كنارم ؟ گفتمش اگر نمي خواستم

جدايت نمي كردم . نمي داني عشق چيست؟گفت:نمي دانم ولي…..

گفتمش:اشكالي ندارد ميگويم به تو اي خوب من گر بخواهي چيزي، اول عاشق شو بعد بكن مهر و وفا ،بعد كن دل

خو را دو تا كن. گفت:حالا فهميدم چه ميگويي گفتمش:حالا عاشقم هستي

گفت:آري عزيزم عاشقم، عاشقي كه ميگيرم زيرپاي جان

پس تبديل به ذره اي عاشق شد ودر كنار دريا ماند و نام ساحل را به خود گرفت و دريا با حيرت ديد كه چطور غروب

در فراق ساحل خون صبح رامي نوشيد به راستي ساحل را با بادها چه نسبتي است كه در كرانه يادش مي وزند

و طوفان دريا را نويد مي دهند آيا جز اين است كه ياد آور روزهاي بياد ماندني باشند و خواستار تداوم

اين روزها درياي با ساحلي باشند كه شنونده تمام درد دل عاشق ها ست وهنوز رد پاي عاشقان

را بر روي خوداحساس مي كند و خود عاشقي مثل دريا دارد كه قلب

ساحل را احاطه كرده…….

(يا حق)                                                                                             

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

سه‌شنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٢

   

 

سلام به بزرگی زندگی

                            زندگی دو نيمه دارد

                                      نيمه اول در انتظارنيمه دوم

                                                   نيمه دوم در حسرت نيمه اول              (يا حق)

                /*/* /*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/                   

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٢

   

 

                                                                                                                                                                                                                                                     گ: گناه - گرمي -گشاده روي - گرفتاري - گم شدن

                             ز: زجر - زيستن - زوج - زنجيره - زن - زرنگي

                      زندگي

                               ن: نيرنگ - ندامت - نجابت - نداي دل - نترسيدن

                                                                                                                                                                                                                                ي: ياس - يافتن - يكرنگي - يك عمر

 

                          د : دوروئي - درك كردن - دلباختگي - درآمد - دل - دعا كردن

                    

 
راستی يادم داشت می رفت صدام خوبه قو قو قو قو قو لی  قو قوقو

                  خيلی  تمرين کردم سلام من را به خانم مرغه برسانيد

 

يا حق

 

 پيام هاي ديگران ()

hossein

 
 

لينک ها

 

Link #1

Link #2

     
 

امکانات

 

  

h o s s e i n


:حضور و غياب


 

 

     
 

  وبلاگ دوستان

 
     
               کامي

               ياسمن

              گل هيچ

             الهه مهر

             قا صد ک

             مداد سياه

           هميشه بهار

           ستاره سهيل

           آفتاب پرست

         خاله سوسکه

          کوروش کبير

          معجزه 1984

         عشق و زندگي    

         زيبا ترين رويا

        شبهاي رفتن تو

        تنها ستاره شب

      سرزمين ستاره ها

      شيشه نازک تنهايي

      melika&kenky

     به ياد شبهاي مهتابي   

   settings:1024*768                                      

   
 

  وبلاگ دوستان

 
                                         

       

        

 

  پست الكترونيک

   آرشيو

خانه